|
شبی از پشت يك تنهايی نمناك و بارانی تو را با لهجه ی گل های نيلوفری صدا كردم
تويی شمع شب من
وقتی كه شنيدم
سلام بد اخلاق می خوام..
سلامم را می نويسم تا زحمت گشودن لبهايت برای پاسخش نبينم
جلسه محاكمه عشق بود
|
About![]()
Home
|